خوش آمدید، میهمان گرامی!

زمان کنونی: 25-06-2017، 04:37 PM


 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #1
08-06-2015، 11:00 PM -
ابوذر آفلاین
کاربر بسیار فعال
کاربر سایت
***
ارسال‌ها: 333
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 3
سپاس ها 730
سپاس شده 101 بار در 79 ارسال
محل سکونت: *****
 
گرگي در لباس ميش


روزي روزگاري يك گرگ بدجنس براي پيدا كردن غذا دچار مشكل شد. چون گله اي كه براي چرا به آن كوه و چمنزار مي آمد يك چوپان دلسوز و يك سگ دقيق داشت. آنها مواظب هر اتفاقي در گله بودند. گرگ گرفتار شده بود و نميدانست چكار بكند تا اينكه يك روز اتفاق عجيبي افتاد.

او يك پوست گوسفند را پيدا كرد. گرگ آنرا برداشت و بسرعت فرار كرد. روز بعد گرگ با دقت پوست را روي خودش انداخت و خودش را به شكل يك گوسفند درآورد و هنگاميكه گله در صحرا مشغول چرا بود به ميان آنها رفت. گوسفندها متوجه وجود گرگ نشدند.



يكي از بره ها به كنار او آمد گرگ ناقلا به او گفت: كمي آنطرفتر علفهاي خوشمزه تري وجود دارد و بره بيچاره به دنبال گرگ از گله دور شد. خلاصه آن روز گرگ بدجنس توانست شكار خوبي را پيدا كند.

تا مدتها گرگ به گله مي آمد و به روشهاي مختلف گوسفندان را فريب مي داد. و گوسفندها هم فريب ظاهر گرگ را مي خوردند و حرفهاي او را قبول مي كردند. اين ماجرا مدتها ادامه پيدا كرد. البته چوپان و سگ گله بعد از مدتها توانستند به علت ناپديد شدن گوسفندها پي ببرند و گرگ بدجنس را حسابي ادب كنند. ولي...ولي حيف كه يك عده گوسفند ساده گول گرگ را خورده بودند و ديگه در ميان گله نبودند.
 سپاس شده توسط djmb
پاسخ با نقل قول
 



ابزار موضوع

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
تنظیمات موضوع
پرش به انجمن:



Top
موزیکسازان از بهار سال 1392 در جهت پیشرفت موسیقی کشور فعالیت خود را آغاز کرده است. این سایت در ساماندهی وزارت ارشاد ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. کلیه ی حقوق برای موزیکسازان مرجع تخصصی موسیقی ایران محفوظ میباشد.
logo-samandehi