خوش آمدید، میهمان گرامی!

زمان کنونی: 08-12-2016، 06:32 AM


 
امتیاز موضوع:
  • 26 رأی - میانگین امتیازات: 1.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #1
08-12-2013، 01:30 PM - (آخرین ویرایش در این ارسال: 08-12-2013، 01:33 PM، توسط MAHDIS.)
MAHDIS آفلاین
مدیر باز نشسته
همکار افتخاری
****
ارسال‌ها: 347
تاریخ عضویت: Nov 2013
اعتبار: 33
سپاس ها 925
سپاس شده 1401 بار در 347 ارسال
محل سکونت: دنیا
 
قوانین ترانه سرایی(ردیف,قافیه)



قوانین ترانه سراییابتدا وارد اصول سرودن شعر میشیم تا یه سری از قوانین رو که تو ترانه سرایی هم کاربرد بسیار دارن رو مورد برسی قرار بدیم.

به این سوالات پاسخ میدیم:

قافیه چیست؟

وزن چیست؟

ردیف چیست؟

انواع قالبهای شعر کدامند؟

پس از اتمام این مبحث البته با کمی کنکاش بیشتر وارد ترانه و ترانه سرایی میشیم و تمام این مطالب رو در ترانه هم برسی میکنیم

قوانین ترانه سرایی
قافیه:قسمت تکرار شونده یک جمله که درنظم یا شعر تکرار میشوند به این شرط که کلمه تکرار شونده جزیی از کلمه قافیه باشد.آخرین حرف قافیه را ((رَوی))میگویند.مثلا در کلمه های ..دست،هست،مست حرف((ت))رَوی قافیه است.قافیه باعث زیبایی و خوش آهنگ شدن شعر میشه.

فتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر..... قامت است آن یا قیامت، عنبر است آن یا عبیر

نکته:برخی چشم مستشان...... وان زلف همچون شستشان.» در اینجا قافیه(مست)و(شست)میباشد و (شان) اضافه ایست که در آخر قافیه آمده پس: لزوما قافیه در آخر جمله قرار نمیگیرد.
اما در نظم قافیه در آخر بیت می آید البته اگه جمله دارای ردیف باشه کلمه قافیه قبل از ردیف میاد.

انواع قافیه:
البته زیاد رو این موضوع بحث نمیکنیم چون هدف سرودن ترانه است و فقط آشنایی کفایت میکنه.
5نوع قافیه داریم:
1-مترادف:ترادف در لغت به معنی پیاپی شدن است .وبه قافیه ای گفته میشه که دو حرف ساکن پیاپی داشته باشد مثل>>یار
2-متدارک:تدارک در لغت به معنی دریافتن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دو حرف متحرک و یک حرف ساکن داشته باشد مثل>>خرد
3-متکاوس:در لغت به معنی انبوهی است.وبه قافیه ای گفته میشود که چهار حرف متحرک و یک حرف ساکن در آخر باشد مثل>>بزنمش
4-متئاتر:تواتر در لغت به معنی پیاپی شدن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دو طرف حرف متحرک آن ساکن باشد مثل>>درکش
5-متراکب:متراکب در لغت به معنی برهم نشستن است .وبه قافیه ای گفته میشود که دارای سه حرف متحرک با یک حرف ساکن در آخر باشد مثل>>فکند
خب تا اینجا کم و بیش با قافیه آشنا شدیم حالا چند تا مثال:

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ..... .. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل​ها>>حافظ

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را>>حافظ

اول دفتر به نام ایزد دانا صانع پروردگار حی توانا>>سعدی

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم>>>خیام

توصیه میکنم سراغ شعرای بزرگ برید و برای درک بهتر اثراتشون رو بخونید (برای قدرت و تسلط در قافیه)
قوانین ترانه سرایی
وزن:ایجاد نظم و هماهنگی در طول مصراعها و چیدمان هجاهای هر مصراع ...

در فارسی معمولاً منظور از وزن شعر، وزن عروضی و اسلوب.های برگرفته از اون یا تکنیک.های دیگه ای مثل وزن هجایی و آهنگی است. مطابق این تقسیم.بندیِ غالب، بعضی اشعار از جمله اشعار قالب سنّتی فارسی دارای وزن تشخیص داده می.شوند و در مقابل بسیاری از اشعار مدرن مانند شعر سپیدبدون وزن خوانده می.شوند.

اما یه تعریف دیگه هم برای وزن در شعر پارسی گفته میشه:وزن جزء تزیینات شعری نیست، بلکه بخشی از ذات شعره. وزن یعنی سکون و تحرک کلام، ایستادن در وسط هجاها و بعد حرکت کردن در وسط هجاها، ایستادن در وسط سطرها و بعد حرکت کردن در وسط سطرها. به این معنی که یک قسمت وزنی فقط از حرکت کلمات به وجود نمیاد، بلکه از حرکت، سکوت هم به وجودمیاد. شعر تنها پدیده زبانی است که در آن سکوت.های حد فاصل هم به اندازه خود کلمات معنی دارند. هرقدر که سکوت.های حدفاصل بین کلمات کمتر باشه، متن به طرف نظم کشیده میشه و اگر بی.وزن باشه به طرف نثر.البته این تعریف زیاد قابل قبول نیست البته از طرف اساتید.
دو نوع وزن ،که باید مورد برسی قرار بگیره البته به اختصار چون خیلی خیلی طولانیه.
1-وزن عروضی
2-وزن تکیه ای
که توضیحات در مورد این دو نوع وزن کاربردی تو ادبیات خودمون خیلی زیاد و عمیقه که البته گفتنش زیاد مهم نیست یعنی به درد ترانه سراهای عزیز نمیخوره ولی صد البته دونستنش میتونه کمک زیادی برای کسایی که میخوان شعر هم بنویسن باشه.
وزن عروضی وزنیه که هجاهای کوتاه اون بیشتر از هجاهای بلنده که نمونه زیاد اون تو شعرهای فردوسی بزرگ دیده میشه چون از این نوع وزن برای ایجاد محیطی حماسی برای بیان صحنه های جنگ استفاده میکرد به مثال توجه کنید:

چکاچاک گرز آمد و تیغ و تیر .. ز خون یلان دشت گشت آبگیر

وزن تکیه ای:اما این وزن اساس بلندی یا کوتاهی هجاهای موجود در شعر بوجود نمیاد بلکه بر تساوی تعداد تکیه ها بوجود میایدکه هجاهای تکیه دار اصل است و هجاهای دیگر سریع تلفظ میشوند که البته این نوع وزن بیشتر خاص زبانهای انکلیسی-آلمانی در زیر یک بیت فارسی بر مبنای این نوع وزن رو آوردم

تن عیشم به غم نحیف گشت.....گل بختم به خار نهفته گشت

تو این بیت وزن تکیه ای وجود داره که ما فارسی زبونها نمیتونیم اونو حس کنیم(این بیت وزن عروضی نداره.)

برای تعیین وزن یک شعر باید سه نکته مهم را در نظر بگیریم:
1-درست خواندن و درست نوشتن شعر
2-توجه به حرکتها ی حروف صدا دار
3-توجه به کلماتی که نوشته میشوند اما خوانده نمیشوند..مثل >>خواهر

طاعت آن است که بر خاک نهی پیشانی...صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

در اینجا ...طاعت آن ...خونده میشه>>طاعتان
و..پیش آر... خونده میشه>>>پیشار

پس نوع خوندن شعر خیلی میتونه به درک درست وزن کمک کنه


قوانین ترانه سرایی
ردیف:ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژه.هایی که به.صورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیت.ها بعد از قافیه می.آید گفته می.شود
یه مشکلی ایجاد شد نشد ردیف رو کامل کنم.

یک مثال برای ردیف


آن یار دلربا که رخش را هر آینه

چون مه نموده راست نماید هر آینه.


تو این بیت(هر)قافیه و(آینه)ردیف هستند.

در اصل ردیف یکی از مشخصه های شعر پارسیه که به گفته خیلی از مورخین ردیف از ادبیات ایران وارد ادبیات دیگه شده یعنی سرچشمه اون شعر پاسی بوده.

ستوده خان کریم آن سحاب گوهربار

که برد از در او خلق اشتر زر بار
در این بیت هم (بار)ردیف هست.

طبق تعریف ساده ای که قبلا در مورد ردیف داشتم خودتون میتونید مطالعه کنید و از میون شعرها ردیف رو پیدا کنید.
قوانین ترانه سرایی
اما انواع قالبهای شعر:

منظور از قالب یک شعر یعنی نوع چهارچوب و آرایش اون شعر از لحاظ موزون بودن و جایگزاری قافیه و ردیف هست.

دو نوع قالب شعری داریم

1-قالب کهن
2-قالب نوین

قالب کهن:در قالب کهن مصرعها دارای یه حالت موزون بودن هستند که از قوانین خاص نظم و آرایش قافیه ای پیروی میکنند.تو شعر کهن قالب شعرها رو قافیه تعیین میکنه و وزن ...تاثیری تو قالب بندی اون نداره.تقریبا میشه گفت قالبهای شعر کهن خیلی خیلی زیادن اما 14تای اونها معرفترین هستند که شاعران بیشتر اونها رو مورد توجه قرار دادن و اکثرا تو محدوده این قالبها شعرهاشون رو میسرودن.اما اون 14قالب:


قصیده

مثنوی

غزل

قطعه

ترجیع بند

ترکیب بند

مسمط

مستزاد

رباعی

دو بیتی

تصنیف

چهارپاره

مفرد

تضمین
که هر کدوم از این قالبها تعریف خاصی دارن و میشه کلی در مورد هر کدوم صحبت کرد که البته احتیاج نیست و من فقط شما رو با اونها آشنا میکنم که بدونید وقتی شعری رو مینویسد تو کدوم دسته قرار میگیره یعنی قالب نوشته شما چیه.


قصیده


قصیده نوعی از شعر است که دو مصراع بیت اول و مصراع های دوم بقیه ی بیت های آن هم قافیه اند.
طول قصیده از 15 بیت تا 60 بیت می تواند باشد.


بهار تازه دمید، ای به روی رشک بهار
بیا و روز مرا خوش کن و نبید بیار
همی به روی تو ماند بهار دیبا روی
همی سلامت روی تو و بقای بهار
رخ تو باغ من است و تو باغبان منی
مده به هیچکس از باغ من، گلی، ز نهار!
به روز معرکه، بسیار دیده پشت ملوک
به وقت حمله، فراوان دریده صف سوار
همیشه عادت او بر کشیدن اسلام
همیشه همت او نیست کردن کفار
عطای تو به همه جایگه رسید و، رسد
بلند همت تو بر سپهر دایره وار
کجا تواند گفتن .. آنچه تو کردی
کجا رسد بر کردارهای تو گفتار؟
تو آن شهی که ترا هر کجا شوی، شب و روز
همی رود ظفر و فتح، بر یمین و یسار
خدایگان جهان باش، وز جهان برخور
به کام زی و جهان را به کام خویش گذار


غزل


......................الف///////// ...................... الف
...................... ب ////////// ...................... الف
...................... ج ////////// ...................... الف


موضوعات اصلی غزل بیان احساسات و ذکر معشوق و شکایت از بخت و روزگار ه. البته موضوع غزل به این موضوعات محدود ننمیشه و در ادب فارسی به غزل هایی بر می خوریم که شامل مطالب اخلاقی و حکیمانه هم هست.

نمونه ای از غزل سعدی:

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
به هوش بودم از اول که دل به .. نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوش
من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

قطعه

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.

......................الف///////// ...................... ب
...................... ج ////////// ...................... ب
...................... د ////////// ...................... ب

قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند


علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.

نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی ----- بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست

پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ ----- گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است

خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟

او را چنارگفت که امروز ای کدو ----- باتو مراهنوز نه هنگام داوری است

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان ----- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!!


مثنوی

واژه ی مثنوی از کلمه ی "مثنی" به معنی دوتائی گرفته شده است. زیرا در هر بیت دو قافیه آمده است که با قافیه بیت بعد فرق می کند.

از آنجا که مثنوی به لحاظ قافیه محدودیت ندارد بیشتر برای موضوعات طولانی به کار می رود.

نمونه ای از مثنوی از بوستان سعدی

حکایت

یکی گربه در خانه زال بود----- که برگشته ایام و بد حال بود
روان شد به مهمان سرای امیر----- غلامان سلطان زدند شر به تیر
چکان خونش از استخوان می دوید---همی گفت و از هول جان می دوید
اگر جستم از دست این تیر زن----- من و موش و ویرانه پیر زن

ترجیع بند

ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه و وزن یکسان هستند و در آخر هر رشته شعر یک بیت یکسان با قافیه ای جداگانه تکرار می شود.


نمونه ای از ترجیع بند از دیوان سعدی

دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم

.. دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم

پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم

گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم

زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش

یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش

ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش

تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک

پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک

ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک

مهر از تو توان برید هیهات ----- .. بر تو توان گزید حاشاک

بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

ترکیب بند

ترکیب بند از لحاظ ساختار شعری مانند "ترجیع بند" است و تنها تفاوت آن این است که بیت تکرار شده در بین قطعه های شعر یکسان نیستند.



نمونه ی ترکیب بند از وحشی بافقی


دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ----- داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید ----- گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی

سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ----- ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه رویی بودیم ----- بسته سلسله ی سلسله مویی بودیم

.. در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت -----سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت ----- یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن .. که خریدار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم


مسمط

مجموعه جدید مصراع هم قافیه (بند مسمط) و یک مصراع که قافیه آن مستقل است. (رشته مسمط یا مصراع تسمیط) و این شکل چند بار با قافیه های متفاوت تکرار می شود. دقت کنید.....

گویی بط سپید جامه به صابون زده است --- کبک دری ساق پای در قدح خون زده است

بر گل تر دلیب، گنج فریدون زده است --- لشگر چین در بهار، خیمه به هامون زده است

لاله سوی جویبار خرگه بیرون زده است --- خیمه آن سبزگون خرگه این آتشین


باز مرا طبع شعر سخت به جوش آمده است --- کم سخن عندلیب،دوش به گوش آمده است

از شغب مردمان لاله به جوش آمده است --- زیر به بانگ آمده است بم بخروش آمده است

نسترن مشکبوی، مشک فروش آمده است --- سیمش در گردن است، مشکش در آستین

مستزاد

مستزاد شعری است که در آخر مصراع های یک رباعی یا غزل یا قطعه، جمله ی کوتاهی از نثر آهنگین و مسجع اضافه می کنند که از لحاظ معنی به آن مصراع مربوط است ولی با وزن اصلی شعر هماهنگ نیست.


نمونه ی چند مستزاد

گیرم که ز مال و زر کسی قارون شد ---------- مرگ است زپی!

یا آن که به علم و دانش افلاطون شد ---------- کو حاصل وی؟

اندوخته ام ز کف همه بیرون شد ---------- کو ناله ی نی؟

ز اندیشه کونین دلم پرخون شد ---------- کو ساغر می؟
(مشتاق اصفهانی)

گر حاجت خود بری به درگاه خدا ---------- با صدق و صفا

حاجات ترا کند خداوند روا ---------- بی چون و چرا

ز نهار مبر حاجت خود در بر خلق ---------- با جامه ی دلق

کز خلق نیاید کرم وجود و عطا ---------- بی شرک و ریا
(سنا)


رباعی


"رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است.

شکل رباعی به صورت زیر است:

..................... الف ///////// ..................... الف

..................... ب ///////// ....................... الف

جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو
(مولوی)

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است ---- گویی زلب فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی ---- کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
(خیام)


دوبیتی

کلمه ی "دوبیتی" علاوه بر اینکه در مورد رباعی به کار می رود به معنی شعری است که دارای چهار مصراع است. دوبیتی شعری است که دارای چهار مصراع است و می تواند در هر وزنی سروده شود. رباعی نیز در واقع یک نوع دوبیتی است که وزن خاصی دارد. بیشتر دو بیتی های مربوط به بابا طاهر است.


نمونه هایی از دو بیتی های باباطاهر:

دل عاشق به پیغامی بسازد ----- خمارآلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافی است ----- ریاضت کش به بادامی بسازد

***

ز دست دیده و دل هر دو فریاد ----- هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد-------------زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

***

جوونی هم بهاری بود و گذشت ----- به ما یک اعتباری بود و بگذشت

میون ما و تو یک الفتی بود. ------ که آن هم نوبهاری بود و گذشت

تصنیف میشه گفت تصنیف یه جورایی بعد موسقیایی و ملودیک داشته مثل ترانه های امروزی.

بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی

این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.

نمونه ای از تصنیف های ملک الشعرای بهار که در دستگاه ماهور خوانده می شود:

زمن نگارم / خبر ندارد/ بحال زارم/ نظر ندارد

خبر ندارم / من از دل خود / دل من از من / خبر ندارد

کجا رود دل که دلبرش نیست/ کجا پرد مرغ / که پر ندارد

امان ازین عشق / فغان ازین عشق / که غیر خون / جگر ندارد

همه سیاهی/ همه تباهی / مگر شب ما / سحر ندارد

بهار مضطر مثال دیگر / که آه و زاری / اثر ندارد



چهارپاره


"چهارپاره" از قالب های جدیدی است که همزمان با رواج شعر نو بوجود آمده است.

"چهارپاره" مجموعه ای از دو بیتی هایی است که در کل یک شعر را می سازند.

دو بیتی های تشکیل دهنده چهارپاره از لحاظ قافیه با هم تفاوت دارند.


فالگیر


کند وی آفتاب به پهلو فتاده بود ----- زنبورهای نور زگردش گریخته


در پشت سبزه های لگدکوب آسمان----- گلبرگ های سرخ شفق تازه ریخته


***


کف بین پیرد باد درآمد ز راه دور ----- پیچیده شال زرد خزان را به گردنش


آن روز میهمان درختان کوچه بود ----- تا بشنوند راز خود از فال روشنش


مفردات


هر شعری حداقل یک بیت دارد.

"مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.

نمونه هایی از مفرد:

پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری

***

مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی



تضمین

تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.

مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:

من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم


و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:

حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم



امیدوارم به دردتون خورده باشه


بعد ازتو آدمها تنها خراشی بودند بر من

[/b]
 سپاس شده توسط totiya206 ، Koresh ، Milad ، Dxx ، سعید شهباز
پاسخ با نقل قول
 

ارسال: #2
09-12-2013، 12:07 AM -
Koresh آفلاین
عضو هیئت مدیره / متخصص کیوبیس
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 704
تاریخ عضویت: Sep 2013
اعتبار: 41
سپاس ها 1587
سپاس شده 2198 بار در 679 ارسال
محل سکونت: اهواز
 
RE: قوانین ترانه سرایی(ردیف,قافیه)


درود
شما شاعر هستین خانم مهدیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با اینکه کم شدی از روزگارم هنوز حس میکنم عطر تنت رو
 سپاس شده توسط totiya206 ، MAHDIS ، mohamad.r ، 1mosafer ، سعید شهباز
پاسخ با نقل قول
 

ارسال: #3
09-12-2013، 05:51 PM - (آخرین ویرایش در این ارسال: 09-12-2013، 05:51 PM، توسط MAHDIS.)
MAHDIS آفلاین
مدیر باز نشسته
همکار افتخاری
****
ارسال‌ها: 347
تاریخ عضویت: Nov 2013
اعتبار: 33
سپاس ها 925
سپاس شده 1401 بار در 347 ارسال
محل سکونت: دنیا
 
RE: قوانین ترانه سرایی(ردیف,قافیه)


درود داداشم
نه منم مثل بقیه ی دوستانی هستم که تو این سایت ترانه گذاشتن
بعد ازتو آدمها تنها خراشی بودند بر من

[/b]
 سپاس شده توسط totiya206 ، 1mosafer ، mohamad.r ، سعید شهباز
پاسخ با نقل قول
 

ارسال: #4
25-01-2014، 10:35 PM -
mohamad.r آفلاین
کاربر فعال
کاربر سایت
**
ارسال‌ها: 83
تاریخ عضویت: Jan 2014
اعتبار: 7
سپاس ها 364
سپاس شده 266 بار در 83 ارسال
محل سکونت: Hamin havali
 
RE: قوانین ترانه سرایی(ردیف,قافیه)


درود
مفید و کارا بود ممنونThanks
هراس هم از من برید و تنها لبخند با من است...هرچند بوی قهوه می دهد...!
 سپاس شده توسط totiya206 ، 1mosafer ، MAHDIS ، سعید شهباز
پاسخ با نقل قول
 

ارسال: #5
09-02-2014، 11:39 PM -
سعید شهباز آفلاین
مدیر ارشد و عضو هیئت مدیره ی سایت
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 908
تاریخ عضویت: May 2013
اعتبار: 68
سپاس ها 4016
سپاس شده 4928 بار در 917 ارسال
محل سکونت: تهران
 
RE: قوانین ترانه سرایی(ردیف,قافیه)


سلام و تشکر بابت فعالیتهای مفید و پرارزشتون درسته که این سایت بیشتر تلاشش در راستای موسیقی هست ولی همه ی ما خوب میدونیم شعر و موسیقی هیچ وقت از هم جدا نیستند با هم تشکر میکنم و امیدوارم موفق باشید
 سپاس شده توسط totiya206 ، MAHDIS ، mohamad.r ، 1mosafer
پاسخ با نقل قول
 



ابزار موضوع

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
تنظیمات موضوع
پرش به انجمن:



Top
موزیکسازان از بهار سال 1392 در جهت پیشرفت موسیقی کشور فعالیت خود را آغاز کرده است. این سایت در ساماندهی وزارت ارشاد ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. کلیه ی حقوق برای موزیکسازان مرجع تخصصی موسیقی ایران محفوظ میباشد.
logo-samandehi