خوش آمدید، میهمان گرامی!

زمان کنونی: 06-12-2016، 06:37 PM


 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

ارسال: #1
12-06-2015، 09:56 AM -
ابوذر آفلاین
کاربر بسیار فعال
کاربر سایت
***
ارسال‌ها: 333
تاریخ عضویت: Apr 2015
اعتبار: 3
سپاس ها 723
سپاس شده 101 بار در 79 ارسال
محل سکونت: *****
 
ديدار تلخ (فروغ فرخ زاد)


ديدار تلخ
به زمين ميزني و ميشكني عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد در دلي آتش جاويدي را
ديدمت واي چه ديداري واي اين چه ديدار دلازاري بود
بي گمان برده اي از ياد آن عهد كه مرا با تو سر و كاري بود
ديدمت واي چه ديداري واي نه نگاهي نه لب پر نوشي
نه شرار نفس پر هوسي نه فشار بدن و آغوشي
اين چه عشقي است كه دردل دارم من از اين عشق چه حاصل دارم
مي گريزي ز من و در طلبت بازهم كوشش باطل دارم
باز لبهاي عطش كرده من لب سوزان ترا مي جويد
ميتپد قلبم و با هر تپشي قصه عشق ترا ميگويد
بخت اگر از تو جدايم كرده مي گشايم گره از بخت چه باك
ترسم اين عشق سرانجام مرا بكشد تا به سراپرده خاك
خلوت خالي و خاموش مرا تو پر از خاطره كردي اي مرد
شعر من شعله احساس من است تو مرا شاعره كردي اي مرد
آتش عشق به چشمت يكدم جلوه اي كرد و سرابي گرديد
تا مرا واله بي سامان ديد نقش افتاده بر آبي گرديد
در دلم آرزويي بود كه مرد لب جانبخش تو را بوسيدن
بوسه جان داد به روي لب من ديدمت ليك دريغ از ديدن
سينه اي تا كه بر آن سر بنهم دامني تا كه بر آن ريزم اشك
آه اي آنكه غم عشقت نيست مي برم بر تو و بر قلبت رشك
به زمين مي زني و ميشكني عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد در دلي آتش جاويدي را
خدایا چه چیزهای که به نام خودشان نبود، به نام خودزدند خدایا مپسند که درخانه تزویر و ریا بگشایند.

خدایا به همون صبر بده تا تحمل کنیم کسانی را که روی عمد ما را عصبانی می کنند،تا راهمان را ادامه دهیم
پاسخ با نقل قول
 



ابزار موضوع

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
تنظیمات موضوع
پرش به انجمن:



Top
موزیکسازان از بهار سال 1392 در جهت پیشرفت موسیقی کشور فعالیت خود را آغاز کرده است. این سایت در ساماندهی وزارت ارشاد ثبت گردیده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. کلیه ی حقوق برای موزیکسازان مرجع تخصصی موسیقی ایران محفوظ میباشد.
logo-samandehi